و قس علي‌ٰهذا. خواننده بايد تمام فهرست را بررسي كند و اين گروه‌بندي مرا موقتي بشمارد، كه‌ در صورت لزوم مي‌توان از آن چشم‌پوشي كرد.
بهتر است كار را از حاشيه و با چند تني آغاز كنيم كه پزشك نبودند، ولي در پزشكي هم تفنن‌ ورزيده‌اند. بهترين مثال اِجيديوي رُمي (سيزدهم ـ 2) است‌، كه رساله‌اي در جنين‌شناسي تأليف‌ كرد واين رساله بعدها مورد توجه لئوناردو داوينچي قرار گرفت‌. اين رساله از ابن‌رشد (دوازدهم ـ 2) اقتباس شده بود. دانته هم به جنين‌شناسي توجه داشت‌، ولي تنها از جهت روان‌شناسي‌. مسيحياني كه در اسرار مربوط به آفرينش انسان جديدي مي‌انديشيدند، ناگزير با بزرگ‌ترين معما سروكار پيدا مي‌كردند: موجود تازه كي و چگونه داراي روح مي‌شود؟ اين پرسش‌ها درخور پاسخ‌هاي بسياري بود كه در مقاله‌ٴ مربوط به دانته به تفصيل از آن سخن گفته‌ام‌. در اينجا كافي‌ است بگويم كه دانته‌، با پيروي از اوگوستين و ابن‌رشد، اعتقاد داشت كه روح همراه با جسم توليد مي‌شود، هرچند ممكن است به نظر برسد تنها در مرحله‌ٴ معيني از رشد جنين (به عقيده‌ٴ اوگوستين در دومين ماه بارداري‌) پديدار گردد. بي‌شك اشارات پزشكي زيادي را مي‌توان در كمدي‌الاهي و ساير نوشته‌هاي دانته يافت‌، ولي در اين بررسي كلي هيچ كدام درخور اين نيست‌ كه درنگ كنيم‌. نامه‌هاي پترارك توجه مورخ پزشكي را بيشتر جلب مي‌كند. در دو تا از آنها خطاب به جوواني دي‌دوندي (چهاردهم ـ 2) به همه‌ٴ اشكال خرافات پزشكي و به فضل‌فروشي‌ تحمل ناپذير پزشكان زمانه سخت مي‌تازد. اين نامه‌ها يك رساله‌ٴ واقعي در اين زمينه است و تمام باب دوازدهم رساله درباب پيري را تشكيل مي‌دهد.1 چون اين نامه‌ها در سال‌هاي پيري‌ پترارك نوشته شده است‌. به نيمه‌ٴ دوم قرن مربوط مي‌شود، ولي از آنها در اينجا ذكر كردم‌، چون‌ بيشتر عمر پترارك در نيمه‌ٴ اول قرن گذشته است و اشارات پزشكي بسياري هم در نامه‌هاي‌ پيشين او وجود دارد. بي‌شك نامه‌هاي پترارك غني‌ترين مأخذ براي مطالعه‌ٴ زمينه‌ٴ اجتماعي‌ انديشه‌ٴ پزشكي در آن عصر است‌.
گروه دوم مترجمان‌اند، يعني پزشكاني كه شهرت پزشكي آنان به خاطر ترجمه‌هايشان است‌. پي‌يترو دابانو پزشك ساده‌اي نبود، رساله‌ٴ قيافه‌شناسي او، كه در سال 1295 آن را تأليف كرده و رساله‌ٴ درباب زهرها كه مدتي بعد از آن نوشته از شهرت زيادي برخوردار شدند؛ بي‌شك آنها سرشار از اخترگويي و اباطيل ديگر بودند، ولي هم چنان‌كه پترارك با گزندگي توصيف كرده‌، ذوق‌ِ پزشكي زمانه اين بود. با اين همه‌، تحسين ما از او به خاطر آن آثار نيست‌، بلكه به سبب‌ ترجمه‌هايش از يوناني به لاتيني است‌. برخي از اين ترجمه‌ها آثار غيرپزشكي بود، زيرا پي‌يترو


1. اين نامه‌ها به ايتاليايي ترجمه شده‌اند.
(Giuseppe Fracassetti: Lettere senili (2, 207-68, Firenze 1870